الشيخ محمد علي الگرامي القمي

36

خدا در نهج البلاغه (فارسى)

استفاده است و از طرفى مىدانيم كه آنتروپى دائما افزون مىشود . اگر جهان ازلى بود ، از مدّتها پيش ، حرارت تمام اجسام باهم مساوى مىشد و نيروى قابل استفاده باقى نمىماند و در نتيجه هيچ فعل و انفعال شيميايى رخ نمىداد و حيات در روى زمين ناممكن مىشد ، ولى ما مىبينيم كه اين فعل و انفعالات ادامه دارد و زندگى در كرهء زمين ممكن است . پس بدون قصد و توجّه ، علوم ثابت مىكنند كه جهان ابتدايى دارد و بدين‌ترتيب ضرورت وجود خدا را به اثبات مىرسانند ، چون هيچ شىء حادثى نمىتواند خود به خود حادث شود بلكه براى حدوث آن ، محرّك نخستينى ، يعنى خالق و خدايى ، لازم است . دانش تجربى علاوه بر اثبات حدوث عالم ، روشن مىنمايد كه دنيا در يك لحظه زمين ، در نتيجه يك انفجار بزرگ ، در زمانى حدود 5 ميليون سال پيش به وجود آمده و هنوز هم در حال گسترش است ؛ گسترشى كه از مركز انفجار شروع شده و ادامه دارد . اگر كسى ارزش دلايل علمى را پذيرفت ، از دنيا به عنوان فرآوردهء آفرينش ياد مىكند و قوانين آفرينش در نقطه‌اى فراتر از جايگاه قوانين طبيعى جاى دارند . « 1 »

--> ( 1 ) . اثبات وجود خدا ، ص 54 .